قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3071
تاريخ الفي ( فارسى )
و اين واقعه در بيست و سيم ماه صفر اين سال به وقوع انجاميد . و در اين وقت از رجار استمالتنامهها به اسم اكابر و اعيان افريقيه رسيد كه هريك را فراخور احوال ايشان به وعدهء احسان و انعام نويد داده ، در باب عدل و رعيتپرورى جرجى را بسيار مبالغه نمود ، چنانچه اهالى افريقيّه از وى راضى شدند . و چون جرجى خاطر از ممرّ ولايت افريقيّه فارغ گردانيد ، خود با لشكرى آراسته متوجّه قلعهء اقليبيّه « 1 » - كه از مشاهير قلاع آن ديار بود و در استحكام و متانت بىمثل و مانند - گشت . و چون اعراب آن نواحى از توجّه جرجى به صوب قلعهء اقليبيه را شنيدند ، از اطراف و جوانب جمعيت نموده در مقام حفظ و حراست قلعهء مذكور شده اهل و عيال خود را به اندرون قلعه درآوردند . و چون جرجى به نواحى قلعه رسيد ، عربان بىتوقّف روى به محاربهء او نهادند . و او چون بهواسطهء آنكه شنيده بود كه عربان از ترس او به قلعه درآمدهاند ، از آراستن سپاه غافل شد ؛ چه گمان آن نداشت كه ايشان در مقام جنگ و جدل [ 82 الف ] توانند آمد . در حملهء اوّل ، لشكر او پريشان شده روى به گريز نهادند . عربان ايشان را تعاقب نموده چندين خلايق را به قتل رسانيدند كه زياده از حدّ شمار بود . و چندين ديگر در آن بيابان از تشنگى هلاك شدند . و جرجى به فلاكت هرچه تمامتر گريخته به مهديه رفت . اهالى قلعهء اقليبيه غنايم بسيار به دست آورده مظفّر و منصور بازگشتند . و از جمله وقايع اين سال ، آمدن ملك آلمان [ است ] - كه از سلاطين عظيم الشأن فرنگ بود - به شهر دمشق ، و به تدبير عاقلانهء معين الدّين انر « 2 » ، كه غلام اتابك طغتگين بود ، مأيوس و نااميد برگشتن او . و تفصيل اين مجمل آنكه چون به ملك آلمان فرنگى چنين رسيده بود كه والى دمشق ، مجير الدّين ، كوچك سال است و مدار مهمات آنجا بر غلامى از غلامان جدّش قرار يافته ، طمع تسخير آن ديار بر خاطر او استيلا يافت . بنابراين ، لشكرى عظيم بههم رسانيده متوجّه صوب دمشق شد و با خود قرار بر آن داده بود كه به مجرّد رسيدن به دمشق آن ولايت مسخّر او خواهد شد . اتّفاقا ، چون به نواحى دمشق رسيد ، معين الدّين انر كه مدير مهمات مجير الدّين ، پسرزادهء اتابك طغتگين بود ، شهر دمشق را مضبوط ساخته در مقام مدافعت و ممانعت درآمد . و ششم ماه ربيع الأوّل اين سال ، ملك آلمان برگرفتن شهر دمشق هجوم آورد . و از اهالى دمشق نيز جمعى كثير مسلّح و مكمّل شده بيرون آمده شروع در جنگ كردند . و از اوّل روز ميانهء هردو طايفه آتش جدال و قتال بالا گرفت و تا آخر روز ساعت فساعت شعلهء آتش حرب زياده مىشد . و فقيه حجّة الدّين يوسف كه از علما و زهّاد آن زمان در آن معركه به قتل رسيد .
--> ( 1 ) . قلعهاى در نزديكى قرطاجنّه . ( 2 ) . در متن : « اتز » آمده است . تصحيح براساس النجوم الزاهرة و الكامل .